|
درويش سازد به خرده نانی هرگز نيندازد دل را زير پايی الهى! آب عنايت تو به سنگ رسيد. سنگ، بار گرفت. سنگ، درخت رويانيد. درخت، ميوه و بار درختى كه بارش همه شادى، طعمش همه انس، بويش همه آزادى؛ درختى كه بيخ آن در زمين وفا، شاخ آن بر هواى رضا، ميوه آن معرفت و صفا، حاصل آن ديدار و لقا......
((خواجه عبدالله انصاری))
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 22:35  توسط يه فراشبندي متعصب
|
خدا آن ملتي را سروري داد
كه اقبالش به دست خويش بنوشت به آن ملت سرو كاري ندارد كه دهقانش براي ديگري كشت
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 9:16  توسط يه فراشبندي متعصب
|
|
|