|
تو این دنیای وارونه پیچ در پیچ
که انسانیت و آدم شده نیست غم دنیا مخور دنیا ؟!. بگو هیچ... زمانه بد شده بد روزگایست دگر مردی و مردانگی نیست عجب دنیای زشت و بدسرشتی است ببین ظرف تعصب را چه خالیست!!. ............................. من و دنیا به هم ربطی نداریم جدا بودن از این دنیا چه عالیست جدا کردم رهم را من زعالم نباشم من اسیرش به چه حالیست .................... راستی ؟!. ببین اینجا چه زشتیها هویداست ببین حال و هوای نامیانش دگر چیزی نمانده از یلانش چگونه گشته اند اسطوره هایش؟! یکی مجنون شده جلاد لیلی وشیرین هم شده ... این گفتنی نیست... نمیدانم بگویم یا نگویم فقط دان که رستم در خماریست و آرش مست مست و لا ابالیست ............ خدایا این زمانه جاودانیست؟!.
+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:1  توسط يه فراشبندي متعصب
|
|
|